دخترک شانزده ساله!

امشب یاد دخترکی شانزده ساله ای افتادم...
در اتاق کوچک خانه مادر بزرگش دراز کشیده بودو بالشی خیس زیر سرش
به همه گفته بود سردرد دارد و میخواهد بخوابد...
فقط یک نفر میدانست نه سردرد دارد و نه خوابیده است....
و چقدر آن یک نفر قوی بود....او هم دلی خون داشت ولی نه سردرد گرفت و نه خوابش!


و این روزها شاهد تکرار آن شب برای دخترکی دیگرم!!!!


+اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا
میم کاف ۳ ۱
i . nasim
خدا همین حوالیِ ...

:)

آقای سر به هوا ...
و دخترک چقدر تنها بود ...

هوم...

:,(

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان