آرزوها

آرزوها
در دلم بود که آدم شوم اما نشدم
بی خبر از همه عالم شوم اما نشدم

بر در پیر خرابات نهم روی نیاز
تا باین طایفه محرم شوم اما نشدم

هجرت از خویش کنم خانه بمحبوب دهم
تا باسماء مُعلَّم شوم اما نشدم

از کف دوست بنوشم همه شب باده عشق
رسته از کوثر و زمزم شوم اما نشدم

فارغ از خویشتن و والهُ رخسار حبیب
همچنان روحِ مُجسم شوم اما نشدم

سروپا گوش شوم پای بسر هوش شوم
کز دَم گرم نو مُلهم شوم اما نشدم

از صفا راه بیابم بسوی دار فنا
در وفا یار مُسلم شوم اما نشدم

خواستم بر کنم از کعبه دل هرچه بُت است
تا بر دوست مکرم شوم اما نشدم

آرزوها همه در گور شد ای نفس خبیث
در دلم بود آدم شوم اما نشدم

دیوان امام خمینی....

فال گرفتن با دیوان امام خوش است...

میم کاف ۴ ۷
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان