قرعه کشی

ساعت ده شب بود.رفته بودم پایین پیش دو تا از دوستام تو محوطه بودم که یکیشون گفت برا قرعه کشی اسم نوشته بودی؟گفتم اره گفت قرعه کشی کردن .پیش خودم گفتم اسم من که در نمیاد!
گفت دختری که تو امورفرهنگی کار میکنه تو سرپرستیه بیا بریم بپرسیم ازش...رفتیم پرسیدم...
باورت میشه مریم؟اسمت تو قرعه کشی بین هزار نفر یا بیشتر درومده برا مشهد...برا حرم امام رضا...
باورت میشه مریم؟خیلی خیلی وقته که با یاد زیارت رفتن بغض میکنی و میری تو نت سرچ میزنی حرم امام رضا...و الان میری...
مریم باورت میشه؟دلت زیارت میخواست ولی به کسی نمیگفتی...
یادت میاد یه بار به یکی گفتی دلت زیارت میخاد و چپ چپ نگات کرد ...و بعد گفت تو نمازاتو بخون اول...

میدونم 40روز مونده تا حرکت و تا اون موقع خیلی اتفاقا میتونه بیفته ولی کاش برم...
میشه دعا کنید برام؟

میم کاف ۱۳ ۱۲

پیاده روی

وقتی تو یه روز هشت کیلومتر پیاده روی میکنم و به همه میگم میخوام ورزش کنم دروغ میگم!من یه چیزیم هست!
همه فکرامو و عصبانیتمو از کله ام میندازم پایین و میشه تند تند راه رفتن...میشه دوییدن
جسمم خسته شده ولی هنوز جا دارم بدوام...

میم کاف ۹ ۸

گرما

الان اردیبهشت ماهه و خب هوا درسته بارونی میشه گاهی اما وقتی ۴نفر تو یه اتاق دوازده متری باشن و در رو ببندن از گرما میمیرن!
و خب بله هم اتاقی بنده این نقش رو ایفا میکنه!تاب و شلوارک میپوشه و میشینه کنار در و در رو می بنده و حتی گاها شوفاژ رو روشن میکنه!میگه سردمه! آخه لامصب تو سردته جلو در نشین جم کن برو رو اون تخت لعنتی!تاب نپوش لاقل ی تیشرت بپوش کمتر سردت بشه و اتاق رو بکنی جهتم
گندت بزنن!خب؟برو جمع کن رو تختت بشین!اعصاب ندارم
خسته شدم از خفه شدن از گرما
اعصاب ندارم و حالا حالا ها باید بسوزم تو این جهنم.
خدا رحم کنه بهم تا ۲۰ تیر تو این خرابشده باید بمونم

+جدیدا موقع درس خوندن وز وز هم میکنه!چقدر رو مخم میره این کاراش!بد عصبیم

میم کاف ۷ ۴

دوییدن

امروز ظهر حدودای ساعت دوازده که داشتم مسیر سلف خوابگاه رو میگذروندم جلو خوابگاه یه پسری رو دیدم که داره خیلی تند سمت خوابگاه و سلف پسرا میدوئه.
حس خوبی داشت برام.دوییدن...

یاد بچگیام افتادم که همیشه و همه جا در حال دوییدن بودم!حتی برا جابجا شدن تو خونه!بیرون هم همینطور بودم!با دو میرفتم مغازه! با دو میرفتم خونه مامان بزرگم!
دقیقا یادمه مامانم همیشه حواسش به این بود پاچه شلوارای من تنگ باشه چون همیشه در حال دوییدنم نکنه بیاد جلو پام و بیفتم!

الان هم راه رفتن خسته ام میکنه گاهی عمدا آماده شدنمو لفت میدم تا دیرم بشه و بدو بدو برم تا کلاس
ولی من دلم تنگ شده برا اون دختربچه ی تند و سریع که آزاد از هر محدودیتی بود.
میم کاف ۸ ۶

شب بارونی

هوا بارونیه و منم و بدونه آهنگی که پریسا امشب فرستاده بود و جمع شدن زیر پتو تا یخای دلم باز بشه ...
و خب صدالبته اشکام...
دوست ندارم امشب تموم بشه
میم کاف ۲ ۵

شکوفه پاییزی

بهار به بهار...
در معبر اردیبهشت،
سراغت را از بنفشه های وحشی گرفتم
و میان شکوفه های نارنج
در جستجویت بودم
در "پاییز" یافتمت...
تنها شکوفه ی جهان
که در پاییز روییدی

سیدعلی صالحی

میم کاف ۲ ۴

دندون درد طولانی😓

حدودا هفت ساعته بدون وقفه دندون درد دارم و معلومم نیست تا کی همین جور درد داشته باشم!
کلافه شدم از فکر و دندون درد
الان دوست دارم زودتر ساعت ده بشه پایتخت رو ببینم!

+نت یاری نمیکنه ببینمش!هم اتاقی داره نگاه میکنه و روم نمیشه بهش بگم با هم ببینیم:(در حسرت نقی  و دندون درد میگذرونم!

++بازم خواننده خاموش!!!لطفا معرفی کنید!

میم کاف ۵ ۷

کودکِ خوشحال درون:)

چشمام قلبیه
ذوق کردم شدید
قلبم تند تند میزد

فهمیدم هنوز اون مریم کوچولوی لپ دار هستش:)
خرسی خریدم😍😍😍
دختره
پیشنهاد اسم بدین:)
هنوز یک ساعت نشده داشتنش
بعدا عکسشو میذارم

+ممنون از اون دوست خیلی خوش قول و مهربون و دلسوزم😜😜😜💚💚💚
++بهترین کادو عمرم رو بهم دادیا!!!

خرسی

میم کاف ۷ ۶

دل تنگی عجیب

ده دیقه میشه از خوابگاه فاصله گرفتم و الان دلتنگشم
خودمو نمیشناسم گاهی
من همون آدمم؟
خیلی دلتنگم :(
میم کاف ۵ ۳

برق رفته😏

برق خوابگاه قط شده
همه ریختیم تو بالکنا و داد و جیغ و شایعه
یکی داد میزنه بچها دو دهم ریشتر زلزله شده
یکی داد میزنه آسمون چرا قرمزه؟یکی جوابشو میده پریوده😅
من داد زدم فردا تعطیله😎
الان اومدیم تو اتاق ولی همچنان ادامه داره
یکی میگه کی با دوست پسرش کات کرده؟
هم اتاقی میگه چی پوشیدییین؟بچها جواب میدن و جووون و اووووف بقیه!
کل میکشن و هی میگن بخوابین و باز حرف میزنن!
سوت میزنن و فعالترین بالکنها مال ما و اتاق کناریه
همین الان یکی داره داد میزنه چراغ قوه بدین برم دستشویی!!😅

یه چیزی یادم رفت!ترقه!هر چند دیقه ببار ترقه هم میندازن

میم کاف ۲ ۳
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان